مرتضى مطهرى
293
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نوع فلسفهء پيچيدهاى دارد كه حتى در اينكه آيا او قائل به خداست يا منكر خدا ، مىبينيد اختلاف نظرى وجود دارد ، بعضيها او را يك آدم بىخدايى - به اصطلاح - تلقى مىكنند و بعضى باخدا و معتقد . ولى حقيقت اين است كه او به خدا معتقد است اما خدا را - همانچه را كه ديگران خدا مىدانند [ و ] او خدا مىداند - به شكل ديگرى توجيه و تفسير مىكند ، نه به عنوان علت نخستين و علة العلل اشياء و آن چيزى كه همهء اشياء از او به وجود آمدهاند ، بلكه به معناى تقريباً آن عقل كل و روح كل كه ديالكتيك اشياء در نهايت به او منتهى مىشود ؛ و بالأخره او به خدا قائل است ، منتها تصورش از خدا با تصور ديگران از خدا كمى اختلاف دارد . به هر حال به اين نتيجه رسيديم كه تضاد يك حقيقتى است كه در سرشت همهء امور مادى هست ، هيچ چيزى نيست كه در درون خودش يك تضادى نداشته باشد ، يعنى منشأ يك تضادى در درون خودش نشود ، اصلًا سير طبيعت و ديالكتيك طبيعت بر عبور از اضداد است ، و بعد هم گفتيم كه خود اين تضاد است كه منشأ حركتها و خلّاق و آفريننده است . همين جاست كه به شاگردهاى مكتب او از قبيل فويرباخ و بعد ماركس و ديگران يك مستمسكى براى ماديگرى داده است . ( براى اين بود كه اين قسمت را گفتم . مخصوصاً در حرف مائو اين حرف بيشتر روشن است ، در حرف ماركس و انگلس و ديگران هم هست . ) اينها دربارهء خدا نه به مفهومى كه هگل گفته است ، بلكه به همان مفهومى كه الهيون گفتهاند يعنى علت اشياء يا مثلًا ارسطو گفته است ( محرك اول ) مىگويند به همين دليل پس طبيعت بىنياز است از ماوراء خودش ، يعنى علت طبيعت و علت حركتها و جريانهاى طبيعت در درون خود طبيعت است و نه در بيرونش ، چون همان تضاد درونى خودش است كه منشأ حركت خودش است ، پس محرك طبيعت خود طبيعت است ، در درون خودش است . اين است كه همين مطلب تعبيرى به اينها داده است كه مىگويند حركتى كه ما در طبيعت قائل هستيم يك نوع حركت ديناميكى و خود به خودى است ، در مقابل حركت مكانيكى كه از درون دستگاه نيست ، از بيرون دستگاه است . يك ماشين ، يك كارخانه وقتى حركت مىكند بالأخره يك موتور ، كه يك امرى است ماوراى اين دستگاه ، بايد وجود داشته باشد كه اين دستگاه عظيم را به حركت دربياورد ، نه اينكه همان كه در درون خودش متحرك است خودش محرك خودش باشد ، « خودْ حركت » نيست . اين است كه اينها به ماديت مكانيكى اعتراض دارند ، يعنى به آنهايى كه آمدهاند جهان را به صورت مكانيكى توجيه كرده و خواستهاند جهان را فقط به صورت يك ماشين تصوير كنند ، مىگويند اين تصوير غلط است ؛ اگر جهان به صورت يك ماشين باشد بالأخره به يك نيروى ماوراء خودش احتياج دارد ؛ نه ، جهان به صورت يك دستگاه ديناميك است كه محركش در درون خودش است ، هر چيزى محركش بهطور خودكار در درون خودش است . پس در اين